خیز کردن

لغت نامه دهخدا

خیز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خیز برداشتن. به تندی جهیدن و بلند شدن:
از آن گرمی ز شه پرهیز کردی
ز پیش شه بتندی خیز کردی.نظامی.روشنی بر دفتر چارم بریز
کافتاب از چرخ چارم کرد خیز.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جهیدن جست برداشتن.

جمله سازی با خیز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درداخل ارگ بناها و آثار معماری زیادی وجود داشته که در گذشته و قبل از انقلاب به علت حفاری‌های غیرمجاز تخریب شده و خاک آن به استناد مطالعات میدانی (گفته‌های مردم محلی) برای حاصل خیز کردن زمین‌های کشاورزی اطراف مجموعه انتقال داده شده‌است. طبق کاوش‌های باستان شناختی و آثار موجود چنین به نظر می‌رسد ساختار داخل ارگ از یک نظم خاصی برخوردار بوده‌است که بخش کوچکی از آن طی کاوش‌های باستان شناختی در سال ۱۳۹۳ و۱۳۹۴ کشف گردید که به شرح ذیل می‌باشد:

💡 دانکن جایگاه رقص را در میان هنرها احیا کرد. او با زیر پا گذاشتن تمام عرف‌های رایج در رقص، این هنر را تا ریشه‌های دیرینش تعقیب کرد: زمانی که رقص یک هنر مقدس بود. رقص دانکن تحت تأثیر چنین ایده‌ای رشد پیدا کرد: حرکات طبیعی و آزادی که از هنرهای کلاسیک یونانی، رقص‌های محلی، رقص‌های اجتماعی، طبیعت و نیروهای طبیعی الهام می‌گرفت از لی لی کردن، جست و خیز کردن و جنبیدن‌هایی تأثیر گرفتند که دانکن از ورزش‌های نوین آمریکایی آموخته بود. لباسهای رقص او نرم و آزاد بود و حرکت و جریان را به نمایش می‌گذاشت. او پابرهنه می‌رقصید و به هنگام رقص موهایش را باز می‌گذاشت. دانکن سرزندگی نوینی به رقص تزریق کرد، سادگی ستایش شده سبک رقص او بی‌نهایت عمیق بود. اعتبار ابداع رقص مدرن از آن دانکن است.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز