لغت نامه دهخدا
خندمه.[ خ َ دَ م َ ] ( اِخ ) کوهی است بمکه. ( منتهی الارب ).
- یوم الخندمة؛ یوم الفتح. ( از مجمع الامثال میدانی ). رجوع به یوم الفتح شود.
خندمه.[ خ َ دَ م َ ] ( اِخ ) کوهی است بمکه. ( منتهی الارب ).
- یوم الخندمة؛ یوم الفتح. ( از مجمع الامثال میدانی ). رجوع به یوم الفتح شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که مسلمانان مکه را در سال ۶۳۰ محاصره کردند، صفوان به عکرمه بن ابیجهل در مقاومت نهایی در مقابل محمد در خندمه پیوست. در آنجا با خالد بن ولید مواجه شدند که آنها را از پای درآورد.: 549–550 : 177–178