لغت نامه دهخدا
خرید و فروش کردن. [ خ َ دُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجارت کردن. بازرگانی کردن. سوداگری کردن. ( یادداشت به خط مؤلف ).
خرید و فروش کردن. [ خ َ دُ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجارت کردن. بازرگانی کردن. سوداگری کردن. ( یادداشت به خط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این روش به کمک سامانههای معاملات آنلاین از هر نقطهای از کشور میتوان سکه طلا را خرید و فروش کرد و نیازی به مراجعه به بازار نقدی برای خرید یا فروش سکه نیست، در نتیجه به کمک این سامانهها مشکلات مربوط به نقل و انتقال فیزیکی سکه هم وجود وجود ندارد.