خرده سنج
مترادفها
دقیق، ریزبین، جزئینگر
متضادها
بیدقت، سهلانگار، بیملاحظه
لغت نامه دهخدا
خرده سنج. [ خ ُ دَ / دِ س َ ] ( نف مرکب ) خرده گیر. نکته گیر.
فرهنگ فارسی
خرده گیر نکته گیر
جمله سازی با خرده سنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپرت در جواب به این اعتراض میگوید این نوع وسواس و خرده سنجی در عصری که ما در آن زندگی میکنیم به هیچ وجه مورد ندارد.