خرد جثه
متضادها
جثه بزرگ، جثه عظیم
لغت نامه دهخدا
خردجثه. [ خ ُج ُث ْ ث َ / ث ِ ] ( ص مرکب ) کوچک اندام. خرداندام. کوچک جسم. ( یادداشت بخط مؤلف ). حِتْرِش. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کوچک اندام خرد اندام
جمله سازی با خرد جثه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کندرو تباران شاخهای از سلسلهٔ جانوران است با گونههای خرد جثه و با طول کمتر از نیم میلیمتر که ویژگی آنها اتصال لَپ های پیشامغز به نخستین گره شکمی (abdominal ganglia) است؛ این جانوران چهار جفت پای شکمی دارند که به چنگال یا پنجه ختم میشود و بدنشان بندهای سطحی و پوستک غیر کیتینی دارد.