خرامیدنی

مترادف‌ها

باوقار، گام‌بردار، با ناز

لغت نامه دهخدا

خرامیدنی. [ خ َ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خرامیدن. شایسته خرامیدن. سزاوار خرامیدن.

جمله سازی با خرامیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هاول شاهکار خود خرامیدنی حزین داستان سیاستمداری که بیمِ بازگشت به محبس دارد را پس از آزادی از زندانِ چهار ساله نوشت. از جمله دیگر شاهکاری هاول «قدرت بی قدرتان» در وصف نظام های بعد از توتالیتاریسم (پساتوتالیتاریسم) است که سیاست و جامعه مدرن را مهیاکننده مردم برای زندگی در دروغ می‌خواند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران