خرار

لغت نامه دهخدا

خرار. [ خ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرّارَة. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به «خرارة» در این لغت نامه شود.
خرار. [ خ َرْ را ] ( ع ص ) بسیارروان آواز کن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
خرار. [ خ َرْ را ] ( اِخ ) نام وادیی از بیابانهای مدینه بنابر قولی. ( از معجم البلدان ).
خرار. [ خ َرْ را ] ( اِخ ) نام آبی است بمدینه بروایتی. ( از معجم البلدان ).
خرار. [ خ َرْ را ] ( اِخ ) نام محلی است به خیبر بنابر قولی. ( از معجم البلدان ).
خرار. [ خ َرْ را ] ( اِخ ) نام موضعی است بحجاز و گفته اند که این ناحیه بقرب جُحَفه بوده است. در حدیث سرایا آمده که ابن اسحاق گفت: در سال اول ( بنابر قولی در سال دوم ) رسول خدا سعدبن ابی وقاص را به هشت طایفه از مهاجران گسیل داشت. او بمقصدعزیمت کرد تا به خرار از سرزمین حجاز رسید و سپس بازگشت بی آنکه کیدی در راه بیند. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نام موضعی است بحجاز و گفته اند که این ناحیه بقرب جحفه بوده است.

جمله سازی با خرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ماه ذى القعده كه نه ماه از هجرت مى گذشت سعد بن ابى وقاص ‍ با بيست نفر بهطرف خرار رفت تا كاروان قريش را كه بنا بود از آنجا بگذرد مصادره نمايد،شبها، راه رفته، و روزها مخفى مى شدند، ولى چون به خرار رسيدند، ديدندكاروان گذشته است و در ماه صفر كه يازدهمين ماه هجرت بود، حضرت خودش به طرفابواء براى تعرض به كاروان قريش حركت فرمود ولى به كاروان نرسيدند و در آنجابا قوم بنى نضير پيمان عدم تعرض بستند (133)

💡 ابن شهر آشوب در مناقب فرموده: بعد از هفت ماه از هجرتجبرئيل آيه اذن للذين يقاتلون را آورد و شمشيرى برگردن آن حضرت انداخت وگفت: حارب بهذا قومك حتى يقولوا لااله الاالله (113) واقدى در مغازىگويد: آن حضرت در راءس هفتمين ماه هجرت حمزة بن عبدالمطلب را براى تعرض بهكاروان قريش ‍ فرستاد و در ماه هشتم عبيدة بن حارث را به رابغ و در راءس ماه نهمسعدبن ابى وقاص را به خرار فرستاد و در ماه يازدهم خود به جنگابواء رفت ولى جنگى واقع نشد (114)