خاطر جمع شدن
مترادفها
اطمینان یافتن، خیال راحت شدن، آسودهخاطر شدن
متضادها
نگران بودن، دلشوره داشتن، تردید داشتن
لغت نامه دهخدا
خاطرجمع شدن. [ طِ ج َش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اطمینان پیدا کردن. مطمئن شدن.
فرهنگ فارسی
اطمینان پیدا کردن مطمئن شدن
جمله سازی با خاطر جمع شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعنى با از پا در آوردن دشمن و خاطر جمع شدن از يك سنگر و يك سو، به سراغ دشمنديگر بشتابيد و از عجله و شتابزدگى كه گاهى با يك دشمن و گاهى با يك سنگر خودرا درگير كنيد و يا دشمن خود را ناديده بگيريد و رها كنيد و متوجه دشمن همرزم تانشويد، بپرهيزيد.
💡 پس از اینکه متخصص امنیت شبکه تایید کرد که تمام حفرههای امنیتی سیستم بسته شدهاند، مدیر ارشد شرکت بالاخره توانست با خاطر جمع شدن، پروژهی انتقال دادهها را آغاز کند.
💡 مادر پس از چک کردن دقیق وسایل مدرسه فرزندش و اطمینان از وجود تمام کتابها، با خاطر جمع شدن اجازه داد که او برای اولین روز کلاس به مدرسه برود.
💡 سرمایهگذار پس از بررسی دقیق گزارشهای مالی و تایید سودآوری شرکت توسط حسابرسان مستقل، با خاطر جمع شدن تصمیم گرفت سرمایه کلان خود را در این پروژه جدید وارد کند.