لغت نامه دهخدا
حترش. [ ح ِ رِ ] ( ع ص ) کوتاه خردجثه. ( منتهی الارب ).
حترش. [ ح ِ رِ ] ( اِخ ) جدی جاهلی. بنوحترش. بطنی از بنی عقیل و ایشان را حتارشه هم گویند. ( منتهی الارب ).
حترش. [ ح ِ رِ ] ( ع ص ) کوتاه خردجثه. ( منتهی الارب ).
حترش. [ ح ِ رِ ] ( اِخ ) جدی جاهلی. بنوحترش. بطنی از بنی عقیل و ایشان را حتارشه هم گویند. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فارس ال حترش (انگلیسی: Fares Al Hatrash؛ زادهٔ ۲۰ فوریهٔ ۱۹۹۱) یک ورزشکار اهل عربستان سعودی است.
💡 ابراهیم ال حترش (انگلیسی: Ibrahim Al Hatrash؛ زادهٔ ۷ ژوئیهٔ ۱۹۹۰) یک ورزشکار اهل عربستان سعودی است.