جولق

لغت نامه دهخدا

جولق. [ ج َ / جُو ل َ ] ( اِ ) درختی است خاردار غیر دار شیسعان. ( منتهی الارب ). دار شیشعان. ( فرهنگ فارسی معین ).
جولق. [ ج َ / جُو ل ِ ] ( اِ ) جولَق. ( برهان ) رجوع به جولق و جولخ شود.
جولق. [ ل َ ] ( اِ ) جولخ است که بافته پشمینه باشد، و بفتح اول و کسر ثالث هم گویند. ( برهان ). رجوع به جولخ و جوالق شود.

فرهنگ عمید

۱. پارچۀ پشمی خشن که از آن خرجین و جوال درست می کردند.
۲. جامۀ پشمی خشن که درویشان و قلندران بر تن می کردند.

فرهنگ فارسی

۱- جولخ جوالق ۲- ( اسم ) دارشیشعان
جولخ است که بافته پشمینه باشد و بفتح اول و کسر ثالث هم گویند.

جمله سازی با جولق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمال الدین از جمله بزرگان معروف این فرقه در اواخر قرن ششم بود. یکی از مریدان وی به نام محمد بلخی رسم جولق پوشی را به رسوم قلندریه افزود. در قرون بعد این طریقت به وسیله سید جلال‌الدین ثانی، معروف به مخدوم جهانیان (۷۸۵–۷۰۷) در هند و نقاط دیگر رواج یافت.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز