جماهر

لغت نامه دهخدا

جماهر. [ج ُ هَِ ] ( ع ص ) کلفت و ضخیم. ( ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کلفت و ضخیم

جمله سازی با جماهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشعر هفت پسر داشت که هر کدام سرسلسله قبیله‌ای شدند و همه را اشعری می‌گفتند. مراد از اشعریان در این مدخل نسل جماهر، یکی از فرزندان اشعر است