جریحه دار شدن

لغت نامه دهخدا

جریحه دار شدن. [ ج َ ح َ / ح ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، زخمی شدن. مجروح شدن، چنانکه گویند: دل از شنیدن فلان حادثه جریحه دار میشود. رجوع به جریحه شود.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه زخمی شدن مجروح شدن. چنانکه گویند: دل از شنیدن فلان حادثه جریحه دار میشود.

جمله سازی با جریحه دار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به وی لقب اوحد الزمان یا یگانه دوران داده‌اند. او فیلسوفی اهل عراق بود که نزدیک نود سال زندگی کرد. وی یهودی بوده‌است و در پایان عمراش به اسلام گرویده‌است. ابوالبرکات در آثارش به مسلمان شدن خود اشاره نمی‌کند و نوشتارهای تاریخی روایتهای ضد و نقیضی از چگونگی مسلمان شدن او بیان می‌کنند. بر اساس نوشتارهای موجود، او ممکن است به دلیل جریحه دار شدن غرورش، یا به دلیل مرگ همسر سلطان محمود که تحت نظارت پزشکی او بود، یا به دلیل دستگیری در جنگ بین سلطان و نیروهای خلیفه تغییر دین داده‌است. عیالا الیاهو تاریخدان یهودی بیان می‌کند که ابوالبرکات احتمالاً به دلیل پیشرفت مالی تغییر دین داده‌است. ابوالبرکات به عنوان طبیب خلیفه بغداد ایفای شغل می‌کرده‌است. در طبابت بر امزاج و استفاده از آن تأکید بسیاری داشته‌است. ابوالبرکات در عصری که حمله به فلسفه رایج بوده، همعصر با غزالی و شهرستانی می‌زیسته‌است.

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز