واژه «جبابی» در زبان عربی و فارسی، صفتی نسبی است که از واژه «جُبّه» گرفته شده و به کسی اطلاق میشود که با جبه یا فروش آن ارتباط دارد. در معنای رایج لغوی، «جبابی» به معنای «جبهفروش» است؛ یعنی فردی که به تهیه، عرضه یا فروش این نوع پوشش سنتی اشتغال دارد. جبه نوعی لباس بلند، گشاد و معمولاً آستیندار یا گاه بدون آستین است که بر روی سایر لباسها پوشیده میشود. این پوشش در فرهنگ اسلامی، ایرانی و بسیاری از جوامع شرقی، به عنوان جامهای رسمی یا بیرونی شناخته شده است. در متون تاریخی و اجتماعی، جبه اغلب پوشش علما، بزرگان، قاضیان و شخصیتهای دینی به شمار میآمده است. در سنت عرفانی و تصوف نیز این واژه گاه به خرقه یا جامهای نمادین برای اهل سلوک اشاره دارد. بنابراین «جبابی» میتواند علاوه بر معنای شغلی، به صورت نسبتی نیز برای فردی مرتبط با این پوشش به کار رود. از نظر ساختار واژگانی، این کلمه با افزودن یای نسبت به «جبه» ساخته شده و دلالت بر وابستگی یا حرفه دارد. کاربرد آن بیشتر در متون قدیمی، فرهنگهای لغت و متون تاریخی دیده میشود. در مجموع، «جبابی» به فردی گفته میشود که با جبه، بهویژه در زمینه فروش یا انتساب به آن، ارتباط دارد.
جبابی
لغت نامه دهخدا
جبابی. [ ج ِ بی ی ] ( ع ص نسبی ) جبه فروش. ( ناظم الاطباء ).
جبابی. [ ج ِ ] ( اِخ ) احمدبن عبداﷲ محدث، زیرا که جبه می فروخت. ( ناظم الاطباء ).
جبابی. [ ج ِ ] ( اِخ ) احمدبن خالدبن یزید جبایی مکنی به ابوعمرو. ابوسعیدبن یونس در تاریخ مصر او را یاد کرده و گوید احمدبن خالد معروف به ابن الجباب اندلسی است و در قرطبه بسال 312 هَ.ق. درگذشته است.از اسحاق بن ابراهیم دبری و علی بن عبدالعزیز و جز این دو روایت کند. دارقطنی گوید: وی در اندلس حدیث میگفت و بسال 322 هَ.ق. درگذشت. ( از انساب سمعانی ).