لغت نامه دهخدا
جاودان شدن. [وِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) همیشگی بودن. خُلود. اِخلاد.
جاودان شدن. [وِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) همیشگی بودن. خُلود. اِخلاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سفر برای پیدا کردن اوتنپیشتی شامل اپیزودهایی از چالشهای مختلف است که احتمالاً در اصل ماجراهایِ بزرگِ مستقلی بودهاند ولی در حماسه، به قول «جوزف ادی فونتنروز»، به «حوادث نسبتاً بیضرر» تقلیل پیدا کردهاند. نخست گیلگمش در گردنهٔ کوه با شیرها مواجه میشود و آنها را میکشد. پس از رسیدن به کوه «ماشو»،[و ۲۸] با «عقربمردی»[و ۲۹] و همسرش روبهرو میشود؛ بدنشان با تابندگی وحشتناکی میدرخشد ولی هنگامی که گیلگمش هدف خود را به آنها میگوید، اجازه عبور میدهند. گیلگمش دوازده روز در تاریکی سرگردان است و در نهایت به نور میرسد. او باغ زیبایی را کنار دریا میبیند و در آن «اِیلزن»[و ۳۰] آسمانی، شیدوری،[و ۳۱] را ملاقات میکند. در ابتدا، او سعی میکند جلوی ورود گیلگمش به باغ را بگیرد اما سپس تلاش میکند او را قانع کند که مرگِ گریزناپذیر را بپذیرد و به آنسوی آبها سفر نکند. هنگامی که گیلگمش از انجام این کار سر باز میزند، او را به اور-شانابی،[و ۳۲] قایقرانِ خدایان، راهنمایی میکند که گیلگمش را از راه دریا به منزلگاه اوتنپیشتی میرساند. زمانی که سرانجام گیلگمش به نزد اوتنپیشتی میرسد، او به گیلگمش میگوید که برای جاودان شدن باید بر خواب غلبه کند. گیلگمش ناتوان از انجام این کار است، به خواب میرود و تا هفت روز بیدار نمیشود.