جانق

لغت نامه دهخدا

جانق.[ ن ِ ] ( ع ص ) کسی که از منجنیق سنگ اندازد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اندازنده سنگ با منجنیق.

جمله سازی با جانق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در «تذکره‌الملوک» وظایف قوللرآقاسی چنین نوشته شده‌است: «تیول و مواجب همه ساله و برات و انعام قاطبه غلامان بعد از تجویز عالیجاه قوللر آقاسی به تصویب وزیر دیوان اعلا (وزیر اعظم) می‌رسید، و خدمت ایالت و حکومت ویوزباشی گری و مین‌باشی گری و تیول و مواجب و انعام قاطبه غلامان بر طبق عرض قوللر آقاسی و تعلیقه وزراء اعظم، شفقت می‌شده و امور متعلق به غلامان بر طبق عرض قوللر آقاسی و تعلیقه وزراء اعظم، شفقت می‌شده و امور متعلق به غلامان را ریش سفید سرکار مزبور، که عالیجاه قوللر آقاسی است، به حقیقت رسیده قطع و فصل می‌داده و ارقام و احکام ملازمت و مواجب و تیول همه ساله، و انعام جماعت مذکوره، به طغرا و مهر عالیجاه مشارٌ‌الیه می‌رسید. و عالیجاه مزبور از امراء جانقی بود.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران