لغت نامه دهخدا
توروشکه. [ ک َ ] ( اِ ) لفظی است که در کتب سانسکریت بجای ترک آمده. رجوع به یسنا ص 71 و احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 155 شود.
توروشکه. [ ک َ ] ( اِ ) لفظی است که در کتب سانسکریت بجای ترک آمده. رجوع به یسنا ص 71 و احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 155 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندی پس از آن زمان مردمی از نژاد دیگر بر باختریان فرودآمدند و بر آن مسلط شدند که مؤلفین ایرانی و عرب عموماً ایشان را به اسم «ترک» نامیدهاند و این کلمه مأخوذ از لفظی است که در کتب سانسکریت هست و در آن کتب توروشکه نوشته شده. هندیان به پیروی ایرانیان قدیم و یونانیان به ایشان اسم «ساس» میدادند ولی چینیها این نژاد را بجز اسم «یوئئیچی» یا «یوئتی» به اسم دیگر نمیشناسند. نخستین گروه ازین نژاد که به باختریان فرود آمد، آن ناحیه را به پنج قسمت کرد و هر قسمتی استقلال داخلی یافت. از میان این پنج قسمت، یک قسمت بود که چینیها آن را به اسم «کوئئی شوانگ» میشناختند و نویسندگان ارمنی آن را «کوشان» نوشتهاند و اسم تمام باختریان دانستهاند و نویسندگان سریانی آن را «کشان» ضبط کردهاند و شاید این همان کلمهای باشد که در زمانهای اسلام به کشانیه و کشانی یا کشان تبدیل شدهاست یا اسم شهر کش از همان مادهاست... چون دولت باختریان از مؤسسات یونانیان بود، تمدن مخصوصی در اقصای شرق ایران فراهم ساخت که از تمدن ایران به کلی جدا بود. پادشاهان یونانی باختریان مذهب بودا را بدان جهت که جنبهٔ اجتماعی بسیار داشت، مساعدت کردند و ظاهراً بعضی از آن پادشاهان خود بودائی بودهاند و در اواخر پادشاهان هند و سکائی نیز اوضاع باختریان بهمان حالت باقی ماند.