لغت نامه دهخدا
تهیؤ. [ ت َ هََ ی ْ ی ُءْ ] ( ع مص ) ساخته شدن. ( زوزنی ). آماده شدن برای کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): و مستعد قبول حکمت کرد و تهیؤ حصول علم داد... ( سندبادنامه ص 315 ).
تهیؤ. [ ت َ هََ ی ْ ی ُءْ ] ( ع مص ) ساخته شدن. ( زوزنی ). آماده شدن برای کاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): و مستعد قبول حکمت کرد و تهیؤ حصول علم داد... ( سندبادنامه ص 315 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر آن، تنوع جمعیت پرندگان و آبزیان به دلیل وجود زیستگاههای آبی و خشکی، نسبتاً زیاد است و این منطقه پناهگاه صدها گونه پرندهٔ بومی، مهاجر و نیمه مهاجر است؛ که مهمترین آنها عبارت اند از: «کرکس، دال سیاه، عقاب طلایی، شاهین، فلامینگو، هُدهُد، سبز قبا، دارکوب، کبک معمولی، کبک چیل فاخته، تهیو، اردک ارهای و چکاوک و ….