تندرای
لغت نامه دهخدا
تندرأی. [ ت ُ رَءْی ْ ] ( ص مرکب ) کوتاه اندیش. ( غیاث اللغات ). کنایه از ناعاقبت بین و کوته اندیش. ( آنندراج ). بی پروا و بی فکر و بی اندیشه و غافل. ( ناظم الاطباء ). تندرای:
مکن مردم آزاری ای تندرای
که ناگه رسد بر تو قهر خدای.سعدی ( از آنندراج ).رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ عمید
بی اندیشه، بی پروا.
فرهنگ فارسی
کوتاه اندیش. کنایه از ناعاقبت بین و کوته اندیش.
جمله سازی با تندرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایدهٔ سوم این است که در گروه E یک منطقهٔ قطبی اقیانوسی یا EM ایجاد شود تا مناطق اقیانوسی نسبتاً ملایم مانند جزایر فالکلند و جزایر الوشن را از اقلیم تندرای قارهای که سردتر است جدا کنند.
💡 لیوبا (به روسی: Люба) نام یک بچه ماموت تندرای ماده است که نزدیک ۴۰٬۰۰۰ سال پیش در سن یک ماهگی مرد. لیوبا به احتمالی بهترین و سالمماندهترین ماموت مومیایی در جهان است.