تملیس

لغت نامه دهخدا

تملیس. [ ت َ ] ( ع مص ) نرم و تابان گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). نرم و تابان گردیدن. ( آنندراج ). تزلیخ. ( اقرب الموارد ). || هموار کردن زمین را و در عبارت اللسان: الملقه بعد اثارتها؛ ماله کشیدن زمین است پس از شخم زدن آن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به تملیق شود.

فرهنگ فارسی

نرم و تابان گردانیدن نرم و تابان گردیدن.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز