لغت نامه دهخدا
تلمز. [ ت َ ل َم ْ م ُ ] ( ع مص ) درپی یکدیگر جستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلمس. ( اقرب الموارد ). || شتابی کردن در رفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تلمز. [ ت َ ل َم ْ م ُ ] ( ع مص ) درپی یکدیگر جستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تلمس. ( اقرب الموارد ). || شتابی کردن در رفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
در پی یکدیگر جستن. یا شتابی کردن در رفتار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چلم، همیشک یا تلمز (نام علمی: Danae racemosa) نام یک گونه از خانواده مارچوبگان است. این گیاه به خاطر دوام و سبزی همیشگی در گل فروشیها و گلآرایی به کار میرود.