تغوط
مترادفها
قضای حاجت، دستشویی کردن
لغت نامه دهخدا
تغوط. [ ت َ غ َوْ وُ ] ( ع مص ) حدث کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). در مغاکی رفتن قضای حاجت را و غایط کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): قضی الحاجةکابدی و احدث، یقال: تغوط و بال. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ غَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - پلیدی انداختن. ۲ - مدفوع کردن.
فرهنگ عمید
غایط کردن، پلیدی کردن، پلیدی انداختن، قضای حاجت کردن.
فرهنگ فارسی
غایطکردن، پلیدی کردن، پلیدی انداختن
( مصدر ) پلیدی کردن غایط کردن قضای حاجت کردن ریدن. جمع: تغوطات.
ویکی واژه
پلیدی انداختن.
مدفوع کردن.
جمله سازی با تغوط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهلول پس از چند روز ديگر به سوى خرابه آمد سيصد و ده درهم را همانجا يافت. پولهارا برداشت و در محل آن تغوط(35) كرد، با خاك رويش را پوشانيده و از خرابه بيرونشد. مرد كاسب در كمين بهلول بود همينكه او را از خرابه دور ديد، نزديك آمده خواست خاكرا كنار كند ناگاه دستش آلوده به نجاست گرديد، از زيركى و حيلهبهلول آگاهى يافت.
💡 پزشکان متخصص تاکید میکنند که فرآیند تغوط سالم نشاندهنده عملکرد صحیح سیستم گوارش و سلامت کلی بدن انسان در شرایط مختلف زندگی روزمره است.
💡 در متون پزشکی و علمی، واژههایی نظیر تغوط برای توصیف فرآیندهای طبیعی بدن استفاده میشوند که اهمیت آنها در حفظ سلامت دستگاه گوارش بسیار زیاد است.
💡 سلامت دستگاه گوارش و نظم در زمان تغوط میتواند نشاندهنده نبود بسیاری از بیماریهای داخلی باشد که نیاز به بررسی دقیق توسط متخصص دارد.