تصدیق کردن

لغت نامه دهخدا

تصدیق کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اقرار به راستی کردن. ( ناظم الاطباء ). راست شمردن. راستگوی شمردن. راست داشتن.راستگوی داشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
به هر پیام که آورد کرده ام تصدیق
به هرچه از تو رسیده است گفته ام صدّق.انوری.نرسد نامه سعدی به کسی در همه عالم
که نه تصدیق کند کز سر دردی است فغانش.سعدی.وآن که او را نبود از اسرار داد
کی کند تصدیق او ناله جماد.مولوی.تصدیق مهربانی ما جمله کرده اند
انکار تا کی از دل نامهربان بپرس.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اقرار به راستی کردن

جمله سازی با تصدیق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قدیمی‌ترین عدسی، عدسی نمرود است که به ۲۷۰۰ سال قبل و دورهٔ آشوریان بر می‌گردد. از این عدسی احتمالاً برای متمرکز کردن نور خورشید برای روشن کردن آتش یا برای درشت‌نمایی استفاده می‌شده‌است. بعضی محققان استدلال می‌کنند که بر اساس شواهد باستان‌شناسی از عدسی‌ها به‌طور گسترده در عهد عتیق استفاده می‌شده‌است. به‌طور مثال صنعت‌نگاران برای انجام کارهای ظریف یا برای تصدیق کردن اثر مهر از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اند.

💡 دکتر مودی رهیافت صحیح به سوی یک بیمار NDE را اینگونه توصیف می‌کند: «پرسیدن، گوش دادن، تصدیق کردن و ارجاع».

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز