ترابل

مترادف‌ها

دردسر، مشکل، مشقت، سختی

لغت نامه دهخدا

ترابل. [ ت َ ب ُ ] ( ع مص ) شیری نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هجوم کردن بر مردم و شیری نمودن. ( از المنجد ). یقال: هو یترابل؛ یعنی او شیری می نماید ( منتهی الارب )، مانند شیر می غرد. ( ناظم الاطباء ).
ترأبل. [ ت َ رَءْ ب ُ ] ( ع مص ) دزد شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تلصص. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || بی سردار و حاکم کارزار کردن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شیری نمودن و مانند شیر غریدن. ( از المنجد ). رجوع به ترابل شود.

جمله سازی با ترابل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او همچنین به همراه جانگ هیون سونگ عضو سابق گروه beast از سال ۲۰۱۱ در گروه دونوازی ترابل میکر (به انگلیسی: Trouble Maker) فعالیت می‌کند و تاکنون در این گروه دو آلبوم ترابل میکر و کمیستری (به انگلیسی: Chemistry) را منتشر کرده‌است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران