لغت نامه دهخدا
تدریک. [ ت َ ] ( ع مص ) پیاپی باریدن باران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). شدد للمبالغه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تدریک. [ ت َ ] ( ع مص ) پیاپی باریدن باران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). شدد للمبالغه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او فرزند ویلیام کاستنر (برقکار آلمانی-آمریکایی) و شارون تدریک (ایرلندیتبار) است که در لینوود، کالیفرنیا بهدنیا آمد و در کامپتون، کالیفرنیا بزرگ شد. نخستین بازی او در فیلم ساحل داغ (۱۹۸۶) بود.