لغت نامه دهخدا
تخم افشان. [ ت ُ اَ ] ( نف مرکب ) که تخم افشاند. تخم افشاننده. تخم ریز. تخم پاش. || ( ن مف مرکب ) محلی که تخم در آن افشانده شده باشد. محل زراعت. تخم افشانده. تخم انداخته.
تخم افشان. [ ت ُ اَ ] ( نف مرکب ) که تخم افشاند. تخم افشاننده. تخم ریز. تخم پاش. || ( ن مف مرکب ) محلی که تخم در آن افشانده شده باشد. محل زراعت. تخم افشانده. تخم انداخته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرده افشانی میوههای ممرز به وسیلهٔ باد و بعد از پدیدار شدن برگها صورت میپذیرد و رویش و تخم افشانی این درخت زیاد میباشد.