تحویه

لغت نامه دهخدا

( تحویة ) تحویة. [ت َح ْ ی َ ] ( ع مص ) گرد کوهان شتر گلیم نهادن نشستن را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || مجتمع گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || مستدیر کردن. || حلقه شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گرد کوهان شتر گلیم نهادن نشستن را یا مجتمع گردانیدن.

جمله سازی با تحویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این خودرو دارای ۸ ایربگ (راننده - سرنشین جلو - جانبی - پرده ای)، پشت سری فعال، کمربند ایمنی پیش کشنده، کمربند ایمنی محدود کننده، ورود بدون کلید، استارت دکمه ای، سیستم تحویه اتوماتیک سه گانه، دریچه تحویه عقب، کنترل رطوبت، صندلی راننده ۸ حالته برقی و سرنشین جلو ۶ حالته برقی با زیرپایی، مموری، تنظیم برقی گودی کمر، صندلی عقب تاشو دوتکه، دارای صندلی ردیف سوم (خودرو هفت نفره است)، تنظیم برقی صندلی ردیف سوم، گرمکن و سردکن و ماسوژور صندلی جلو، روکش چرم ناپا قهوه ای یا مشکی صندلی، ایزوفیکس صندلی، خروجی ۱۲ ولت و تریم طرح چوب می باشد.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز