تاپاله

واژه «تاپاله» در فارسی در معنای اصلی خود به سرگین گاو یا فضولات گاو اشاره دارد. این واژه در بسیاری از متون محلی و روستایی برای نامیدن کود حیوانی و فضولات گاو استفاده می‌شده و کاربرد عملی در کشاورزی و تهیه کود طبیعی داشته است. علاوه بر معنای اصلی، در کاربردهای محاوره‌ای و ادبی، «تاپاله» به چیز یا فرد کوچک، کم‌اهمیت، ضعیف یا ناپایدار نیز گفته می‌شود. این معنای ثانویه از ویژگی ناچیز و بی‌اهمیت بودن ناشی شده است و در گفتار روزمره برای کنایه، طنز یا تحقیر سبک به کار می‌رود. در متون ادبی و داستان‌های محلی، «تاپاله» گاهی برای اشیاء خرد، حیوانات کوچک یا افراد ناتوان نیز به کار رفته است تا بی‌اهمیت بودن یا ضعف آنها نشان داده شود. به طور کلی، «تاپاله» هم معنای اصلی طبیعی و کشاورزی دارد و هم معنای استعاری و کنایی که به چیزهای کوچک، ضعیف یا بی‌ارزش اشاره می‌کند. این واژه بسته به لحن و زمینه استفاده بار معنایی طنزآمیز یا تحقیرآمیز هم می‌تواند داشته باشد.

فرهنگ عمید

سرگین گاو.

جمله سازی با تاپاله

💡 مغولان در خیمه‌های نمدی به نام یورت زندگی می‌کردند. یورت‌ها از یک چارچوب چوبی سبک و پوششی از نمد برای محافظت از سرما تشکیل می‌شد. این خانه‌ها برای زندگی کوچ نشینی مناسب بود؛ و اجزاء داخل آن را به‌طور منظم در آن می‌چیدند؛ و زنان مغول مسئول جمع‌آوری تاپاله و افروختن آتش بودند.