لغت نامه دهخدا
بناکتی. [ ب َ ک ِ ] ( اِخ ) فخرالدین داودبن محمد مکنی به ابوسلیمان شاعر و مورخ ایرانی. رجوع به ابوسلیمان داودبن ابی فضل در همین لغت نامه و کشف الظنون و قاموس الاعلام ترکی و سبک شناسی ج 3 و از سعدی تا جامی و دایرة المعارف فارسی شود.
بناکتی. [ ب َ ک ِ ] ( اِخ ) فخرالدین داودبن محمد مکنی به ابوسلیمان شاعر و مورخ ایرانی. رجوع به ابوسلیمان داودبن ابی فضل در همین لغت نامه و کشف الظنون و قاموس الاعلام ترکی و سبک شناسی ج 3 و از سعدی تا جامی و دایرة المعارف فارسی شود.
فخرالدین داود بن محمد مکنی به ابو سلیمان شاعر و مورخ ایرانی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دیگر آثار فارسی نو میتوان به عجایب البلدان، جامع التواریخ؛ خواجه رشیدالدین فضلالله؛ تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ بناکتی نام برد.
💡 عدهای از آنها از جمله بیهقی، فخر مدبر، خواندمیر و بناکتی عقیده دارند که بهرامشاه قبل از حملهٔ علاءالدین حسین در غزنه مردهاست؛ ولی مسلم است که بهرامشاه در آن جنگ رهبری سپاهیانش را برعهده داشتهاست. حتی خواندمیر که در یک جا مرگ بهرامشاه را قبل از حملهٔ علاءالدین به غزنه ذکر کردهاست در جای دیگر مینویسد: «...