بقاق

لغت نامه دهخدا

بقاق. [ ب َ ] ( ع اِ ) متاع ردی خانه. ( ناظم الاطباء )( آنندراج ) ( منتهی الارب ). اسقاط متاع خانه. ( از اقرب الموارد ). || خس و خاشاک وادی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). || نام مرغی بسیارآواز. بقاقة، یکی آن. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || مرد بسیارگوی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). بقاقة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و رجوع به بقاقة شود.

جمله سازی با بقاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عزوز بقاق (به فرانسوی: Azouz Begag) سیاست‌مدار و نویسنده قرن بیستم میلادی اهل فرانسه است.

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز