بسپار شدن
مترادفها
سپرده شدن، واگذار شدن
متضادها
گرفتن، دریافت کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{polymerize} [شیمی] به هم پیوستن دو یا چند تکپار برای تولید یک بَسپار
ویکی واژه
به هم پیوستن دو یا چند تکپار برای تولید یک بَسپار.
سپرده شدن، واگذار شدن
گرفتن، دریافت کردن
{polymerize} [شیمی] به هم پیوستن دو یا چند تکپار برای تولید یک بَسپار
به هم پیوستن دو یا چند تکپار برای تولید یک بَسپار.