بزول
مترادفها
خروج، بیرون ریختن
لغت نامه دهخدا
بزول. [ ب َ ] ( ع ص ) شتری که دندان نیش برآورده باشد. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ج، بُزْل، بُزُل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
بزول. [ ب ُ ] ( ع مص ) برآمدن نیش شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برآمدن دندان نیش شتر. ( المصادر زوزنی ). برآمدن دندان نیشتر شتر. ( تاج المصادر بیهقی ).
جمله سازی با بزول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای شناسایی این کمپلکس از نزول نقطهٔ انجماد استفاده میشو. برای این منظور ابتدا نقطهٔ ذوب بی فنیل را بهطور تجربی پیدا میکنیم. سپس نقطه ذوب بی فنیل و Cr(acac)3 را محاسبه میکنیم. منحنی بزول نقطه انجماد هر دو را روی یک منحنی در اکسل بکشید و با فرول زیر جرم مولکولی Cr(acac)3را محاسبه کنید.
💡 آرى كسانى كه در برابر كمبودها و محورميت ها، مردانه ايستادگى مى كنند و آنها كه دربوته آزمايش الهى خم به ابرو نمى آورند و همچون كوه محكم مى ايستند و استقامت مىنمايند، فقط ايمانشان به خداوند متعال است و بس قالوا بنا الله ثماستقاموا اينها لياقت ثواب و بزول ملائكه الهى را دارند كه مورد تكريم وپروردگار و ملائكه الله قرار گيرند. در مقابل آن صبر و استقامتى كه در برابر آنهمه محروميت ها به خرج دادند جا دارد، خداوند گروهى از فرشتگان را هنگام مرگ بعد ازآن به استقبال آنان بفرستد و مژده بهشت موعود را به آنها بدهند. و ابشر وباالجنة التى كنتم عدون.