بداح

لغت نامه دهخدا

بداح. [ ب َ ] ( ع اِ ) زمین فراخ و یا فراخ و نرم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). زمین فراخ. ( از اقرب الموارد ). زمین فراخ و خالی. ( مهذب الاسماء ). ج، بُدُح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
بداح. [ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بِدْح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به بدح شود.

فرهنگ فارسی

بدح.

جمله سازی با بداح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشعل دو همسر دارد: نوریه صباح السالم الصباح و منیره بداح المطیری. وی ۱۲ فرزند دارد: پنج پسر و هفت دختر. او بنیانگذار و رئیس افتخاری انجمن رادیو آماتور کویت بود. مشعل همچنین رئیس افتخاری انجمن خلبانان مهندس هواپیمای کویت و دیوان شعرا بوده‌است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز