لغت نامه دهخدا
باکوبه. [ ب َ ] ( اِخ ) باکو. باکویه شهری به قفقاز. رجوع به باکو شود.
باکوبه. [ ب َ ] ( اِخ ) باکو. باکویه شهری به قفقاز. رجوع به باکو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس به حوزه علمیه نجف بازگشت و دروس حوزه را با فراگیری کفایه و مکاسب، در مقطع سطح ادامه داد. وی کتاب کفایة الأصول را نزد سید محمدباقر صدر (پسرعمویش) و کتاب مکاسب را نزد سید محمدتقی حکیم و بقیه آن را نزد صدرا باکوبهای آموخت.[پیوند مرده]