باشتان
لغت نامه دهخدا
باشتان. ( اِخ ) از نواحی هراة[: هرات در ایام سلطان حسین میرزا بایقرا ] زراعت و عمارتش در افزود... در آن اوان از قریه باشتان تا ساقسلمان که چهار فرسخ مسافت است در طول و از دره دو برادران تا پل مالان که قریب دو فرسخ است در عرض تمامی فضای صحرا و بیابان باغ و بستان و حظیره و گلستان شده بود. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 650 ). محتمل است که این کلمه صورتی از باشان باشد. رجوع به باشان شود.
باشتان. ( اِخ ) جایی در اسفراین. ( از معجم البلدان ) ( مراصدالاطلاع ). موضعی است در اسفراین. ( مرآت البلدان ج 1 ص 160 ).
جمله سازی با باشتان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیمشا از نام کیمیاشاه آمده است و به نقلی اورا برادر عبدالقهار میدانند، ولی در تخقیقات باشتانشناسی، درون مقبره وی شمشیری با قدمت ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ ساله پیدا شده که مربوط به دوران مغول میدانند و احتمالاً وی از شاهزادگان مغول که در حکومت مغولان در نیشابور بودهاست.
💡 سرهی باشتان (انگلیسی: Serhiy Bashtan; ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۲۷ – ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۷) موسیقیدان، آهنگساز، و مربی موسیقی اهل اوکراین بود.