بازهر

لغت نامه دهخدا

بازهر. [ زَ ] ( اِ ) پازهر. دزی ازالمستعینی آرد: هوالبازرد و یقال له بازهر؛ ای نافی السم، کما یقال لحجر من الاحجار بازهر لهذه العلة. ( دزی ج 1 ص 48 ).
- بازهر کانی؛ فادزهر معدنی است. ( فهرست مخزن الادویه ).
- بازهر گاوی؛ حجرالبقر است. ( فهرست مخزن الادویه ).
و رجوع به پازهر و پادزهر و بادزهر شود.

جمله سازی با بازهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و مى دانيم كه امام هشتم حضرت على بن موسى عليه السلام به دست ماءمون عباسى بازهر جفا به شهادت رسيد، ماءمون چنان حيله گر و متظاهر بود كه برخى باور نمىكردند اين عمل ننگين توسط او صورت گرفته باشد ولى وقتى وجود حضرت رضاعليه السلام را براى خلافت خويش ناگوار ديد دستور داد تا زهرى خطرناك را به نخ وسوزن درون مقدارى انگور قرار داده و به حضرت خوراند.

آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز