واژه «بازنمودنی» به چیزی اطلاق میشود که قابل گفتن، شایسته اظهار یا آگاهی دادن باشد؛ یعنی امری که لازم است به دیگران منتقل شود، بیان گردد یا از آن آگاهی داده شود. این واژه معمولاً در متون ادبی، رسمی یا فرهنگی به کار میرود و بار معنایی ارزشی و تشویقی دارد؛ به این معنا که اشاره به چیزی میکند که سزاوار بیان و بازنمایی است. هممعنیهای نزدیک آن عبارتاند از «قابل گفتن»، «شایسته اظهار» و «قابل اطلاع دادن». به طور کلی، واژه «بازنمودنی» دو وجه دارد: یکی شایستگی گفتن و اطلاع دادن، و دیگری قابلیت نمایش یا تصویرسازی. این دو جنبه در متون فارسی، هم در آثار کلاسیک و هم در متون مدرن، کاربرد یافته و نشاندهنده اهمیتی است که زبان و ادبیات فارسی برای بیان و بازنمایی امور قائل است.
بازنمودنی
لغت نامه دهخدا
بازنمودنی. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ] ( ص لیاقت ) گفتنی. آنچه درخور اظهار کردن است. آنچه باید اطلاع داده شود: خواجه را از راه غور بغزنین باید آمد تا ما را ببیند و بمشافهه آنچه بازنمودنی است بازنماید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 532 ).
جمله سازی با بازنمودنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخلاف نیروهای طبیعی، وجود چنین نیروهای فراطبیعی (که به اعتقاد برخی باورپذیر قلمداد میشوند)، از طریق روش علمی بازنمودنی و اثباتپذیر نیست.