لغت نامه دهخدا
بادبادک بازی. [ دَک ْ ]( حامص مرکب ) بازی با بادبادک. بهوا کردن بادبادک.
بادبادک بازی. [ دَک ْ ]( حامص مرکب ) بازی با بادبادک. بهوا کردن بادبادک.
بازی بابادبادک بهوا کردن بادبادک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلم داستانی غیرخطی دارد و از تعدادی داستانک با شیوهٔ روایت زمان مدور تشکیل شدهاست. پیرنگ اصلی فیلم این است: چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفتهاند. در همسایگی کمپ کوچک آنها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوانها شکاری در آن اطراف نیست.
💡 فعالیتهای تفریحی مانند بادبادک بازی و نگهداری کبوتر یا سایر حیوانات خانگی نیز ممنوع شد و طبق حکم طالبان این پرندگان کشته میشدند. سالنهای سینما تعطیل شدند و به عنوان مساجد مورد استفاده قرار گرفتند. جشن سال نو کریسمس و نوروز ممنوع بود. گرفتن عکس و نمایش تصاویر یا پرتره ممنوع بود، زیرا طالبان آن را نوعی بتپرستی میدانستند. زنان از کار کردن منع شدند، حضور دختران در مدارس یا دانشگاهها ممنوع شد، برقع و چادر هم برای زنان اجباری شد و باید با همراهی یک مرد، از خانه خارج میشدند.