باب العامه
مترادفها
در عمومی
لغت نامه دهخدا
( باب العامة ) باب العامة. [ بُل ْ عام م َ ]( اِخ ) از دروازه های دربار خلافت در بغداد بوده است. ( تجارب الامم چ عکسی لیدن ج 2 ص 69، 452، 478، 491 ).
جمله سازی با باب العامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معتصم دژخیم خواست تا دست و پایش را ببرند و دژخیم او را نودنود میخواندند حاجب از باب العامه آمد و نود نود را خواند و وقتی او بالا آمد معتصم دستور داد تا هر دو دست بابک را قطع کنند خونسردی و بی پروایی دلیرانه ای که بابک در برابر مرگ داشت شایستهٔ قهرمانان بود وقتی بابک به دست معتصم اسیر شده بود برادرش که در آنجا بود به او گفت بابک تو کاری کردی که هیچکس نکرد اکنون صبری کن که دیگری نکرده باشد بابک گفت خواهی دید که چگونه صبر میکنم.
💡 سخنران بزرگ در پایان سخنرانی خود تاکید کرد که نباید مسائل پیچیده سیاسی را بدون سادهسازی در باب العامه و میان مردم منتشر کرد.
💡 قانونگذار با در نظر گرفتن منافع باب العامه، قوانین جدیدی را وضع کرد که به بهبود شرایط معیشتی و اجتماعی تمامی شهروندان کمک میکند.
💡 در ساختار سنتی حکومتها، باب العامه به بخشی از شهر اشاره داشت که مردم عادی در آنجا فعالیتهای روزمره خود را انجام میدادند.