اولق
مترادفها
ضجه، فریاد، نعره
لغت نامه دهخدا
اولق. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) دیوانگی و یا نوعی از دیوانگی. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). منه قوله: لعمرک بی من حب اسماء اولق. ( منتهی الارب ). رجوع به اولع شود. || ( ص ) مرد گول. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
دانشنامه عمومی
اولق، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان زولاچای قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۶۵۴نفر ( ۱۸۹ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با اولق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این قلعه بر روی کوهی معروف به اوچ قارداش (سه برادر) قرار گرفتهاست. وجود ۳ شیار بزرگ بر روی ضلع شمالی کوه دلیل این نامگذاری میباشد. این قلعه یکی از بزرگترین قلعههای سلماس میباشد که شامل محوطه ای وسیع با مجموعه سازههای حکومتی میباشد. بر اساس یافتههای باستانشناسی قلعه میتواند همان ارگ حکومتی شهر اولخوی اورارتویی یا همان سارادوری خوردا باشد. از بقایای این قلعه عظیم میتوان به دو دخمه مستطیل شکل (آرامگاه) کنده شده در دل سنگ و دو دخمه کوچکتر، پلههای سنگی قلعه، بقایای دیوار و اتاقهای قلعه اشاره نمود. بزرگی آرامگاههای قلعه که در دل کوه کنده شدهاند هر بیننده ای را به تعجب وامیدارد. دسترسی و مشاهده نزدیک این قلعه نیاز به پیادهروی طولانی و آشنایی نسبی به فنون کوهنوردی دارد. قلعه در جنوب غربی سلماس قرار گرفتهاست و از طریق جاده سلماس، هفتوان، اولق، ملحم قابل دسترسی است.