لغت نامه دهخدا
اوادم. [ اَ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ آدم. رجوع به آدم شود.
اوادم. [ اَ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ آدم. رجوع به آدم شود.
💡 قـوله: آدم در صـحـاح گـويـد: اصـل آن را دو هـمـزه اسـت، زيـرا كـه آنافـعـل اسـت. و هـمـزه دوم را بـدل بـه الف كـردند، و وقتى آن را بخواهند متحرككـنـنـد، مـبـدل بـه واو كـنـنـد و در جـمـع آن گـويـنـد: اوادم ـ انـتهى. و وجه تسميهابوالبشر به آدم شايد به واسطه آن است كه اسمر اللون، يعنى گندمگون،بوده، زيرا كه در لغت است كه الادم من الناس، الاسمر. و در بعض روايات است كه آدم رااز آن جـهـت آدم گـويـنـد كه از اديم ارض در معانى صورت است(1244) و اديم ارض به معناى روى زمين است.