لغت نامه دهخدا
انعصار. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) فشارده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شیره شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). فشارداده شدن چون فشارداده شدن انگور و جز آن تا آبش خارج شود. ( از اقرب الموارد ).
انعصار. [ اِ ع ِ ] ( ع مص ) فشارده شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شیره شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). فشارداده شدن چون فشارداده شدن انگور و جز آن تا آبش خارج شود. ( از اقرب الموارد ).
💡 همچنین به نقل از امام صادق (ع) آمده: «من کتبها و علقها علیه أمن من شر کل ملک، و کان مهابا فی وجه کل من یلقاه، و محبوبا عند الناس و إذا شرب ماءها نفع من انعصار البطن، و سهل المخرج بإذن الله؛ (۲) کسی که این سوره را بنویسد و بر خود بندد، از شر هر حاکمی در امان است.