لغت نامه دهخدا
انصاری هروی. [ اَ ی ِ هََ رَ ] ( اِخ ) شیخ الاسلام، ابواسماعیل، عبداﷲبن ابی منصور محمد معروف به پیر هرات و پیر انصار و خواجه عبداﷲ انصاری. دانشمند و عارف بود. وی از اعقاب ابوایوب انصاری است. مادرش از مردم بلخ بود و عبداﷲ خود در هرات متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنانکه شعر پارسی و تازی را نیکو می سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و امالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی می کرد. وی در تصوف از شیخ ابوالحسن خرقانی تعلیم گرفت و جانشین او بود. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی بتعلیم و ارشاد اشتغال داشت. انصاری شعر می سرود ولیکن بیشتر شهرت وی بجهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده است و از آن جمله است ترجمه املاء طبقات الصوفیه سلمی بلهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف الاسرار قرار گرفته است. از رسائل منثور او که بنثرمسجع نوشته مناجات نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله دل و جان، رساله واردات و الهی نامه را می توان نام برد. تولد انصاری به سال 396 هَ. ق. / 1006م. و مرگ وی به سال 481 هَ. ق. / 1088م. بوده است. ( از فرهنگ فارسی معین، اعلام ذیل عبداﷲ ). و رجوع به تاریخ ادبیات رضازاده شفق ص 113 و مجمعالفصحاء چ امیرکبیر ج 1 ص 135 و مجله ارمغان سال 9 ص 565 و ریحانة الادب ج 1 ص 414 و سخن و سخنوران فروزانفر ج 2 ص 171 و سبک شناسی بهار ج 2 ص 240 و عبداﷲبن محمدبن علی هروی در همین لغت نامه شود.