لغت نامه دهخدا
انبارگ. [ اَم ْ رَ ] ( اِ ) مخازنی که در زمان صلح اسلحه و ادوات جنگی را در آن انبار می کردند. ( از ایران در زمان ساسانیان ص 241 ).
انبارگ. [ اَم ْ رَ ] ( اِ ) مخازنی که در زمان صلح اسلحه و ادوات جنگی را در آن انبار می کردند. ( از ایران در زمان ساسانیان ص 241 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهدینشاپور (پارسی میانه: Wehdēnšābuhr) یکی از نجیبزادگان ساسانی در سده پنجم میلادی در زمان حکومت یزدگرد دوم بود. بهدینشاپور انبارگبد یزدگرد بود. او در لشکرکشی ایران به ارمنستان و واداشتن ارمنیها به رهایی از مسیحیت و گرویدن دوباره به مزدیسنا نقش داشت.
💡 انبارگبد (پارسی میانه: anbaraghbad) یا همبارکبد (پارسی میانه: hambārakapet) رئیس مخازن و انبارها در ایران ساسانی بود. بهدین شاپور یکی از انبارگبدها بود که در لشکرکشی ایران به ارمنستان و واداشتن ارمنیها به رهایی از مسیحیت و گرویدن دوباره به مزدیسنا نقش داشت.