امیر عارف

لغت نامه دهخدا

امیرعارف. [ اَ عا رِ ] ( اِخ ) شهابی. ( 1307 - 1334 هَ.ق./ 1890 - 1916 م. ). نویسنده و خطیب و شاعر و آزادی خواه و روزنامه نویس بود. در جنگ جهانی اول در دمشق بنشر مقالاتی بر ضد دستگاه حاکمه پرداخت و محکوم باعدام شد و بقتل رسید. ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 459 ).

فرهنگ فارسی

نویسنده و خطیب و شاعر و آزادی خواه و روزنامه نویس بود.

فرهنگ اسم ها

اسم: امیر عارف (پسر) (عربی) (تلفظ: a.-āref) (فارسی: اميرعارف) (انگلیسی: amir-aref)
معنی: ترکیب دو اسم امیر و عارف ( فرمانروا و دانا )، از نام های مرکب، ی امیر و عارف

جمله سازی با امیر عارف

💡 متن کامل عربی این کتاب منتشر نشده‌است. فقط فصل‌های چهارم، دهم، یازدهم و چهل و پنجم آن به صورت تعلیقاتی بر تاریخچه درمان تراخم در عهد باستان و قرون وسطای اسلامی، نوشته ماکس مایرهوف، در نشریه «انجمن چشم پزشکان مصر»، شماره ۲۹، انتشار یافته‌است. وود، آن را به انگلیسی ترجمه کرده که با عنوان یادنامه‌ای در باب ده قرن چشمپزشکی برای استفاده چشم پزشکان جدید منتشر شده‌است (شیکاگو، ۱۹۳۶). ترجمه آلمانی کتاب تذکره الکحالین به قلم هیرشبرگ، یولیوس لیپرت و اوژن میتووخ با عنوان چشم پزشکان عرب بنا بر منابع و مآخذ در دو جلد منتشر شده‌است (لایپزیک، ۱۹۰۵). بخش مربوط به علم تشریح آن را نیز امیر عارف ارسلان به فرانسوی ترجمه کرده که در نشریه «یانوس»، (شماره ۸، ۱۹۰۳) چاپ شده‌است.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز