المقتدر با
لغت نامه دهخدا
المقتدر با. [ اَ م ُ ت َ دِ رُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) جعفربن المعتضدبن الموفق بن المتوکل بن المعتصم بن هارون الرشید مکنی به ابوالفضل ( 282 - 320 هَ. ق. ) هجدهمین خلیفه عباسی. وی به سال 295 هَ. ق. بخلافت رسید.رجوع به معجم الانساب زامباور ج 1 ص 3 و قاموس الاعلام ترکی ج 2 و حبیب السیر چ خیام ج 2 صص 288 - 296 و اعلام المنجد و تاریخ الخلفاء سیوطی صص 251 - 256 شود.
جمله سازی با المقتدر با
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین در محرم ۳۱۷ هجری قمری (۹۲۹ میلادی) مونس خادم و همکارانش بر ضد المقتدر توطئه کردند و القاهر بالله را به منصب خلافت رساندند. اما خلافت القاهر دو روز بیشتر دوام نداشت و المقتدر با یاری سپاهیان وفادارش دوباره به منصب خلافت بازگشت و القاهر را نیز محبوس کرد. در نهایت المقتدر شوال ۳۲۰ هجری قمری (۹۳۲ میلادی) دوباره با شورش خادم و فرمانده کل ارتشش مونس تهدید شده و در سن ۳۸ سالگی به دست بربرهای او کشته شد. سر خلیفه را بریدند و لباسهای مجللش را کامل در آوردند، به طوری که جسد بی سر او کاملاً برهنه بر زمین رها شد و دوباره برادر ناتنی اش القاهر از زندان خارج شد و به عنوان خلیفه با او بیعت کردند. القاهر تمامی اموال و داراییهای المقتدر و خانوادهاش را مصادره کرد و افرادش را برای یافتن بازماندگان وی خانه به خانه میفرستاد تا آنها را بیابند و شکنجه کنند و اموالشان را مصادره کنند تا حدی که دستور داد مادر قدرتمند و بانفوذ المقتدر ملکه مادر السیده شغب را نیز از درخت آویزان و شکنجه کنند. در عرض چند ماه شغب در اثر ناراحتی از مرگ پسرش، از دست دادن پول و قدرت خود و شکنجههای بیشمار و توهینهای بسیار از سوی خادمان به دستور ناپسری خود در ۳۲۱ هجری قمری (۹۳۳ میلادی) از دنیا رفت