اقراب

لغت نامه دهخدا

اقراب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قُرب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قرب شود. || ج ِ قُرُب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به قرب شود.
اقراب. [ اِ ] ( ع مص ) شمشیر در نیام کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). || شب راندن شتر را برای آمدن بر آب وقت صبح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || نزدیک زاییدن رسیدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نزدیک زاییدن رسیدن زن و همچنین اسب و گوسپند. ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). پابه ماه شدن. || نزدیک رسیدن اسب و شتر بدرآوردن دندان ثنیه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نزدیک گردانیدن قدح بپر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). نزدیک پری رسانیدن آوند را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || صاحب شتران قوارب شدن قوم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

شمشیر در نیام کردن

جمله سازی با اقراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 4 - بعد از انجام لعان اقرار فرزند و نيز اقرار اقراب اواثرى در توارث ندارد (چون فرزند صاحب اقرار نيست ) بلكه آنچه موثر است در ارثبردن فرزند اقرار پدر است و بس.

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز