نوای. [ ن َ ] ( اِ ) نوا. رجوع به نوا شود. || عارض و کنار رخسار. ( ناظم الاطباء ).
نوای. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بالاجام از بخش تربت جام شهرستان مشهد، در 27 هزارگزی شمال غربی تربت جام و 2 هزارگزی غرب راه تربت جام به فریمان، در دامنه معتدل هوائی واقع است و 159 تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و پنبه، شغل مردمش زراعت و مالداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی است از بخش ایذه شهرستان اهواز در ۱۴ هزار گزی جنوب ایذه در جلگ. گرمسیری واقع است. آبش از چشمه و قنات محصولش غلات شغل مردمش زراعت و گله داری است.
( نو آی ) کنتس دو نوای ( پاریس ۱۹۳۳ - ۱۸۷۶ م. ) سومین شاعر بزرگ فرانسه و شاید از لحاظ مفهوم شاعری از دیگران برتر است. آثار این بانوی شاعر از نظر لطف جمال و شیوائی سخن شایسته احترام و علاقه خاص است زیرا یکی از بزرگترین عشاق سعدی شیرازی است و بقدری باسعدی و حافظ آشنا شده که یکبار نوشت: [ کاش در روزگار سعدی و حافظ در شیراز بودم و از ایشان عشق گدائی میکردم ]. [ آناتول فرانس ] در وصف کنتس دونوای نوشته: [ نمیدانم خود او زیباتر است یا شعرش بهرحال از هیچکدام برای خاطر دیگری نمیتوان گذشت ].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنوز گردش چشم تر است دور بجا هنوز گوش تو مست نوای خویشتن است
💡 صائب نظر عاقبت اندیشی اگر هست بی برگ ونوایان جهان خوش ثمرانند
💡 خوشتر آید از نوای عشرتم در گوش جان نالهٔ دردی که از دلهای محزون بشنوم
💡 به بوی مجلس تو جان باربد مرغی ست که بی نوای چکاوک زند ز عشق عراق
💡 نبود بیش ز یک پرده نوای عشاق بر مخالف ره این راست نیاید بسماع
💡 باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کرد بلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کرد