لغت نامه دهخدا
افسانه پرسیدن. [ اَ ن َ / ن ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) افسانه خواستن. طلب کردن افسانه را:
زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می پرسد
به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد.شفائی اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).
افسانه پرسیدن. [ اَ ن َ / ن ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) افسانه خواستن. طلب کردن افسانه را:
زند چون تکیه بر بالین ز من افسانه می پرسد
به این تقریب احوال دل دیوانه می پرسد.شفائی اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).
افسانه خواستن طلب کردن افسانه را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ذوق حرف و صوت پوچ خلقی رفته است از خود دماغ خوابناکان باید از افسانه پرسیدن