افتاده حال

لغت نامه دهخدا

افتاده حال. [ اُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) متواضع. فروتن. ساکت. آرام. و رجوع به افتاده حالی شود.

فرهنگ فارسی

متواضع فروتن ساکت

جمله سازی با افتاده حال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ايـن آيـه شريفه استعاره اى تمثيلى به كار رفته، يعنى خشكى و بى گياهى زمين درزمـسـتـان، و سـپـس سـرسـبـز شـدن و بـالا آمـدن گـيـاهـانـش، بـه كـسـى تـشبيه شده كهقـبـل افتاده حال و داراى لباسهاى پاره و كهنه بوده، و خوارى و ذلت از سر و رويش مىبـاريده، و سپس ‍ به مالى رسيده كه همه نارسائيهاى زندگيش را اصلاح كرده، و جامههاى گرانبها بر تن نموده، و داراى نشاطى و تبخترى شده است كه خرمى و ناز و نعمت ازسر و رويش هويداست.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز