لغت نامه دهخدا
اعصب. [اَ ص َ ] ( ع ص ) مرد بی موی پیش سر. || سنان زدوده. ( ناظم الاطباء ).
اعصب. [اَ ص َ ] ( ع ص ) مرد بی موی پیش سر. || سنان زدوده. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 · اثر پیچیدگی اعصب بر رفتار (حشرات، علم محاسبه)